حبه قندم 9 ماهه شده

خرید بک لینک
سلام خدای مهربونم...

یهو دلم خواست بیام اینجا بنویسم ....هیچ جا مثل این وبلاگ نمی شه امن و اروم به دور از هر دروغ وکلکی ....

نگاه کردم دیدم یک سالهنیومدم اینجا .....البته اومدم اما چیزی ننوشتم ....

با حبه مربوط به قندم حرف سر گرمم و دارم طعم شیرین زندگی رومی فهمم با وجود گرمش ....

اسم دخملم کوثر خانمه .... نفسه مامان بی نهایت بازیگوشو باهوشه ....کلی هم تو خوابیدن بد قلقه (غلق؟؟؟نمی دونم والاا درستش چیه خخخ)الانم خوابیده و مندارم دعا می کنم بیدار بشه که شب ساعت 10و نیم خواب بره اخه سه روزه دارم خوابشو تنظیم می کنم قبلا ساعت 10 می خوابید ایام عید خوابش به هم ریخت و شد ساعت 12 شب یک شب ...خیلی دیره ....

زندگیم خوبه خدارو شکر ....ارومه ....چند تا مورد فقط داره آزارم می ده که اگه حل بشه من روحیم بهتر می شه ....خدایا خودت کمکمون کن آرومه دل بنده هات باش....

خواهریم نامزد کرده خداااااروشکر.... امیدوارم خوشبخت باشه و همیشه عاشق باشن و برای آرامش هم تلاش کنن....

ما یه روستا داریم اقاییم کلا اونجاست و داره خونه باغ می سازه اونجا ....قشنگه ،خوبه ....اما اقایی رو از من دور کرده ...برای همین از اونجا متنفرم...

سرکار نمی ره و چسبیده به ساخت و سازه اونجا ....و این منو داره پیر می کنه .....برای هیچکس هم نمی شه درددل کرد ....اما اینجا راحتم می نویسمو می نویسم تا کمی از وجودم آروم بشه ...

دیگه مثل گذشته نیستم ...نه سرحالم نه از ته دل می تونم بخندم ...یعنی بعد از زایمانم دیگه نمی تونم بخندم فقط لبخند می زنم ....نمی دونم نمی شه ....

نهاینکه عاشق نباشم نهههه عاشقم....عاشق خدام...عاشق حبه مربوط به قندم حرف عاشق اقاییم .....اما دلگیرم نمی دونم چرا ...

عسللل بانو بیدار شده وااااای نمی ذاره تایپ کنم ....

مترسک سرگردان ممنونم که بهم سر زدی ....اره در زندگی هستیم دیگه سخته اومدن به اینجا ...

خدارو شاکرم بابت همه نعمتهایی که بهم داده ....

اقا جان دوستتون دارم

lovelly...

ما را در سایت lovelly دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:28

صفحه بندی