سلام خدای مهربون....
این روزا خیلی خسته ام ....خوابالود ....هر صبح سینه خز از رو تخت میام پایین و به کارام می رسم ....بابا چقدر روزا تکراری شدن ....یک ساله ازدواج کردمو تو خونه خوردمو خوابیدم هر کی هم گفت چرا سر کار نمی ری هی گفتم دوست ندارم می خوام کیف کنم و زندگی کنم....حالا بعد از یک سال دیگه کیف دونم فکر کنم پر شده
آخه نمی دونم دیگه چیکار کنم؟؟؟؟کلاس زبانمو ول کردم از ترم 13
اون موقع بیخیال بودمو گفتم بعدا می رم ادامش می دم
حالا مثل
پشیمونم....
دلم می خواد برم کلاس زبان ...دلم می خواد تدریس خصوصی داشته باشم وووووو دلم می خواد دوخت مانتو رو یادبگیرم ....
به نظرتون می تونم؟؟؟؟تازه بچه دارم شاید بخوام بشم ...البته هنوز توی فالم ....ولی می خوام خخخخخ ...
چقدر زود دیر می شود واقعا الان بهش رسیدم ....
ذهنم خسته از مشکلات خودم از مشکلات اطرافیام ....مشکل دوست داشتنه همه همینه ....همیشه یه جیزی داری که غصه اشو بخوری .....منم الان کلی غصه ارم به خاطر مشکلات عزیزانم ....شب و روزم شده دعا کردن
برای عشقام ....خدایا خودت براشون بهترین ها رو رقم بزن
...اونام بنده های تو هستن ...بهشون نگاه کن...بغلشون کن....منم شاکرتم .... ![]()
دوستت دارم...
یا حق...
پ.ن:موسم خرابه اعصاب ندارم می خوام قالب وبلاگ بساااازم اما این موس لعنتی مگه می ذاره
یادم رفت موس بگیرم
پ.ن:اومدم قالب بسازم با موس خرابم که .....برق قطع شد .....تنهام شمع روشن کردمو
شاعرانه توی تاریکی به این فکر کردم که چرا من امروز باطریه لپ تاپو برداشتم
و آداپتورو به برق وصل کردم ....و ازز شانس شیک من برق قطع بشه و لپ تاپ به فنا بره .....عجب
... وقتی زیادی ناله کنی اینجوری خداونده مهربان شما را در تاریکی فرو می برد تا دیگر ناله سر ندهی.....
عکس خونه ی تاریک و روشن من خخخ ادامه مطلب
lovelly...ما را در سایت lovelly دنبال میکنید
برچسب: ذهن خسته,ذهن خسته من,ذهن خسته (فیسبوک), نویسنده: بازدید: 110